محل تبلیغات شما
نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود . در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت.از اوپرسیدند : ای پرنده چه کار می کنی ؟پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود راپراز آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم .گفتند : ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است آخر این چند قطره آب چه فایده ای می تواند داشته باشد ؟گفت : من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسیدوقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی ؟پاسخ دهم : هر آن چه را که از توانم بر می آمد .

 

 

و خوشا به حال گنجشکان سر فراز

گاهی از خویش دلم میگیرد!

ابراهیم و اتش وگنجشک

آتش ,آب ,  ,؟پاسخ ,ای ,کنم ,در این ,ابراهیم و ,بر می ,می آورم ,آورم تا

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها